خرید بک لینک

امشب قبل از خواب صدایی در من زمزمه های پیوسته داشت: باید مغلوب شوی... مغلوب ، مضطر است. تا مضطر نباشی باران نمی بارد.

خدایا من تلاشم را کردم

آنچه در توانم بود به کار بستم برای انتخاب درست

من اعتماد کردم، نه به چند حرف و سخن، بلکه به وعده ی تو.

حالا هم از دیگری انتظاری نیست. پناه، خود تویی. نگذار قلبم بلرزد. نگذار احساس فریب خوردگی و بی دستگیر بودن کنم.

خودت کفایت کن. مغلوب شده ام...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 12:31

صفحه بندی