نمی دانم برای بار چندم می آغازم.
نمی دانم آغازها و پایان های زندگی که هریک نشانه ای ست، مرا تا کجا می کشاند...
اینبار اما می نویسم تا بماند. هرچند که نه مخاطبی هست نه خواننده ای، اما انسی دیرینه با این صفحه و این آدرس دارم.
اینجا چون گذشته است... اینجا چیزی نیست، مگر آنکه از دل برخاسته باشد.
جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی
وین دم که میزنم ز غمت، دود مجمر است
برچسب:
نویسنده: فاطمه افشاری