خرید بک لینک

هوالقریب



آخر،

چه روزهای سختی!

آخر، چه لحظه های سردی!

دیدیم آنچه یکصدا

در دلِ خود،

با صدهزار امیدِ خندان

در زیر قطره های رحمت..، زیر باران،

از او طلب کرده بودیم،

یک باره پیش رومان می سوخت

می سوخت و بر می افروخت

می سوخت و بر می آشفت...


بگذر از آنچه رفته بر ما

آن کس که یکباره برخاست

از بین آتش،

تو بودی...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: دوشنبه 25 تير 1397 ساعت: 16:32

صفحه بندی