هوالجبّار
پدر فردا صبح می روند نجف
امشب هوای دیگری دارم، شاید هوای بهتری حتی...
خاطرات آخرین سفر، از گوشه و کنار ذهنم سرک میکشند و هرچیز دیگری را محو میکنند. حرارت قلبم از چشمانم چکه میکند.
من چقدر بچه بودم
چقدر بچه بودم
چقدر...
برچسب: غريب راشد الماجد,غريب رائد السرحان,غریب را دل سرگشته,غريب رانا حكمناك,غريب راس,غريب راشد,غريب راشد العفاسي,غريب راغب علامة,غريب راشد درويش المنصوري,غريب راضي,
نویسنده: فاطمه افشاری